تنها

در جمع ام و تنهایی من بیشتر از پیش

بر دل برود بیشتر آن نیشتر از پیش

یاد تو یکی جامه دلقی است که بر تن

هر لحظه شود ریشتر و ریشتر از پیش

چند بار؟

Wie oft hast du dein Lebensnetz

Hoffnungsvoll ausgeworfen

eine helfende Hand

eine liebendes Wort

eine zärtliche Geste

eine geduldiges Ohr

zu erhalten

Wie oft hast du dein Lebensnetz

Leer wieder eingeholt

Nicht müde werden

sondern das netz ausbessern

und weiter auswerfen

es liegt an den nicht heilenden verwunungen

dass manches

das dir geschenkt wird

dir entgeht

bevor du es erkennen kannst

(margot bickel)


چند بار امید بستی و دام بر نهادی

تا دستی یاری دهنده

کلامی مهر آمیز

نوازشی

یا گوشی شنوا

به چنگ آری؟

 

جند بار

دامت را تهی یافتی؟

از پای منشین

آماده شو که دیگر بار و دیگر بار

دام بازگستری!

(احمد شاملو)


شاملوی بزرگ انتهای بسیار زیبای این شعر را ترجمه نکرده است . ادامه آن با ترجمه ضعبف خودم :

خسته نشو

تورت را مرمت کن

و دوباره بیانداز

گناه زخمهایی است بدون التیام

آنچه به تو می رسد

از دست می دهی

پیش از آنکه درش یابی ...


فراموشي

شنيديد مي گن بخند تا زندگي بهت بخنده!

آره راست مي گن. اگر بخندي زندگي بهت مي خنده و مي گه اين ک . س خله را ببين با اين همه بد بختي داره مي خنده !!!


من اهل فراموشي نيستم.

آرزو می كردم

كه تو خواننده ی شعرم باشی

راستی شعر مرا می خوانی ؟

نه ، دریغا ، هرگز

باورنم نیست كه خواننده ی شعرم باشی

كاشكی شعر مرا می خواندی