یادت بخیر
الان که بهت فکر مي کنم گاهي دلم برايت تنگ مي شود. اگرچه خيلي وقت نيست از هم جدا شديم ولي رفتن تو کاملا برايم محسوس است. من و تو خاطرات بد و خوبي باهم داشتيم. تقريبا مي توانم بگويم تو محرم تمامي رازهاي زندگي ام از چند سال پيش که باهم آشنا شديم بودي. شاهد تمام جريان جاهايي که مي رفتم (حتي صميمي ترين افراد زندگي ام نمي دانستند), گريه هام, خنده هام کساني که باهاشون بودم و خلاصه خيلي از رازهايم بودي و هيچ وقت به کسي نگفتي, حتي وقتي که از هم جدا شده بوديم. خلاصه مي توانم بگم خيلي از ساعات زندگي ام را با تو بودم و بي آنکه با هم حرفي بزنيم.
نشود فاش کسي آنچه ميان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
من هم حرف هايت را مي فهميدم. هر وقت که شکايتي از روزگار داشتي آهي مي کشيدي و من هم در اسرع وقت تمام کارهايم را کنار مي گذاشتم و تمام وقتم را برايت مي گذاشتم که مشکلاتت را حل کنم. البته خيلي وقتها مشکلاتت تقصير خودم هم بود. من هم باهات خيلي وقتها خوش رفتاري نمي کردم اما توهم خيلي حساس بودي. اين اواخر ديگه از روزگار خيلي شاکي بودي. ديگه تحملت سخت شده بود. هرقدر نصيحتت کردم به گوشت نرفت و دائما من را مجبور مي کردي که کلي برايت هزينه هاي مادي و وقتي و ... خرج کنم ولي بازهم بي خيال نمي شدي. کلي تلاش کردم اما تمام شدني نبود. که ديگر تصميم گرفتم ازت جدا شوم. برايت آروزي سلامتي و موفقيت مي کنم با هرکي که هستي.
خاک کويت زحمت ما بر نتابد بيش از اين
لطفها کردي بتا تخفيف زحمت مي دهيم
پرايد يشمي مدل 82 ازت جدا شدم و ديگر اميدوارم هيچ وقت روي لگنت را نبينم.