شروع
با سلام
اولا وبلاگ جدید به دلیل اینکه وبلاگ قبلی ام (معشوق و می) فیلتر شده بود تاسیس شد. من نمی دانم اصلا چرا فیلتر شده (والا به خدا تا قبر آ آ آ آ) ما که چیزی ننوشته بودیم خلاف دولت و ملت و اغتشاش بر علیه منافع ملی و تشویش اذهان عمومی و ...
دویما: اسمش همونه (حدیث عهد محبت ز کس نمی شنوم) ولی پیوندش فرق کرده (دیگه جوشان) اونهم به خاطر شعری بود که چندی باهاش خیلی حال می کردم و می کنم:
ز دلگرمی حافظ بر حذر باش
که دارد سينهای چون ديگ جوشان
سیوما: چیزهایی که می خواهم این سری بنویسم یادداشت های بی سر و ته ای در مواردی از زندگی است که شاید نه انسجام معنایی داشته باشد و نه موضوعی . بازه ای از تکنیک های برنامه نویسی, هوش مصنوعی تا شعر و داستان و موضوعات اجتماعی و ... که در ذهنم می گذرد. یک جوری مثل خودم. یک آش شعله قلم کار که مخلوطی از همه چیز و هیچ چیز هستم.
حرف آخر: ریدم به این زندگی
که دارد سينهای چون ديگ جوشان
سیوما: چیزهایی که می خواهم این سری بنویسم یادداشت های بی سر و ته ای در مواردی از زندگی است که شاید نه انسجام معنایی داشته باشد و نه موضوعی . بازه ای از تکنیک های برنامه نویسی, هوش مصنوعی تا شعر و داستان و موضوعات اجتماعی و ... که در ذهنم می گذرد. یک جوری مثل خودم. یک آش شعله قلم کار که مخلوطی از همه چیز و هیچ چیز هستم.
حرف آخر: ریدم به این زندگی
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 13:32 توسط علي
|